خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





آشنایی با اختلال آسیب بینایی

    اختلال بینایی

    وجود نقص یا اختلال یک یا چند عضو حسی , اختلال حسی  خوانده می شود و این افراد بدون کمک های پزشکی , اجتماعی , تربیتی و آموزشی مخصوص, قادر به سازگاری مطلوب اجتماعی نیستند.

    اختلال بینایی یک واژه ی  کلی و نشانگر یک ناتوانی در دیدن است و می تواند از نظر پزشکی خفیف و قابل اصلاح مانند نزدیک بینی , دوربینی و یا شدید و غیر قابل اصلاح مانند کوری یا ضعف شدید بینایی باشد.

    کوری ممکن است مادر زادی مانند آب مروارید مادرزادی, سیفلیس مادرزادی , سرخجه مادر در دوران بارداری یا اکتسابی مانند تراخم,  کنده شدن شبکیه , اتروفی عصب بینایی, زخم های قرنیه , فقدان ویتامین آ , تصادف و ضربه و …. باشد. با توجه به این که تقریبا یک سوم کل الیاف شبکه ی ارتباطات حسی انسان را رشته ی بینایی تشکیل می دهد و چنین وضعی در هیچ یک از حواس دیگر مشاهده نمی شود لذا باید انسان را یک موجود بصری توصیف کرد تا سمعی و به همین علت نقص بینایی بیش از هر معلولیت دیگر ناتوانی در انسان ایجاد می کند.

    تعریف نابینایی

    متداول ترین تعریف نابینایی

    نابینا کسی است که درد و بینایی او علی رغم برخورداری از امکانات چشم پزشکی مانند عینک ودر یک چشم یا هر دو چشم ۲۰ ,۲۰۰/ یا کمتر باشد. به عبارت دیگر آن چه را که با چشم عادی می توان در ۲۰۰ قدمی دید با تعریف فوق فرد نابینا قادر باشد در ۲۰ قدمی یا نزدیکتر ببیند.

    در واقع بسیاری از دانش آموزانی که به علت نقص بینایی قادر به استفاده از کتب معمولی مدارس نیستند و از نظر آموزشی نابینا محسوب می گردند تا حدودی از قدرت بینایی برخوردارند.

    گروهی از افرادی که دارای نقص بینایی هستند اما میزان دید آن ها از ۲۰۰/۲۰ بیشتر و از ۷۰/۲۰ کمتر است جزو افراد نیمه بینا محسوب می شوند.

    البته برای افراد نیمه بینا توانایی های مختلف از نظر حداکثر بهره مندی از بینایی و برای افراد نابینا در زمینه ی بهره مندی از برنامه های آموزش و پرورش روش ها و وسایل خاصی از قبیل چاپ وکتب با خط درشت و خط بریل و غیره تدارک دیده می شود. به عبارت دیگر از نظر آموزش کودک دانش آموزی نابینا و یا نیمه بینا محسوب می گردد که قادر به استفاده از کتب و برنامه های عادی آموزش و پرورش نبوده و لازم است برای  آنان روش ها و وسایل ویژه ای تدارک دید.

    معمولا معلم در کلاس های مخصوص دانش آموزان نابینا و نیمه بینا با ۳ گروه مختلف از دانش آموزان مواجه است:

    ۱) یک دسته از دانش آموزان کسانی هستند که به هیچ  وجه قادر به استفاده از حس بینایی نبوده و لاجرم می بایست از طریق کلامی و روش های حسی در امر آموزش و پرورش آن ها تلاش کرد.

    ۲) دسته دوم کسانی هستند که علیرغم آن که دچار نقص بینایی هستند علی الاصول می توانند تا حدودی از طریق حس , بینایی بیاموزند.

    ۳) دسته سوم دانش آموزانی هستند که می بایست از طرق و روش های مختلف ( بینایی, شنوایی , لامسه ) به آموزش و پرورش آنان پرداخت.

    علل نقیصه بینایی

    به طور کلی عمده ترین مشکلات حس بینایی در نتیجه نارسایی ها و اشتباهات انکسار نور می باشد.

    نزدیک بینی , دوربینی و تاربینی از جمله خطاهای انکسار نور بوده و می توانند عوامل مهمی در ایجاد نقیصه بینایی باشند. البته این قبیل نارسایی های بینایی معمولا توسط عینک های مختلف قابل اصلاح و جبران است.

    در کنار نارسایی های مذکور از جمله عوامل مهم دیگر که در ایجاد نقص بینایی موثرند عبارتند از تراخم , آب سیاه, آب مروارید و بیماری قند .

    عوامل نابینای یا ارثی یا اکتسابی مثل تراخم .

    اختلال بینایی می تواند به علت جراحات, تصادفات مغزی و مسمومیت الکلی و بیماری های عصبی دیگر مثل مننژیت , تومورهای مغزی و فقدان ویتامین  آ  و ده ها عارضه دیگر باشد.

    مسائل و ویژگی های خاص کودکان و دانش آموزان نابینا

    مهم ترین مساله و مشکل افراد نابینا چگونگی سازگاری آنان است. یعنی کسانی که نابینا به دنیا آمده اند یا در دوره ای از زندگی و بینایی خود را از دست داده اند باید این واقعیت را بپذیرند و سعی در انطباق و سازگاری با محیط و اجتماع نمایند.

    فردی که بینایی خود را به عللی از دست می دهد تا  اندازه ای توانایی ها, علایق و مشاغلش تغییر می کند. لذا می بایست با توجه به شرایط فعلی اش به تدریج خود را سازگار و آماده نماید.

    نابینایی لزوما خود به خود همراه با ناسازگاری عاطفی و اجتماعی نمی باشد. در واقع تا حدودی این رفتار و عکس العمل های خانواده و اجتماع است که  چگونگی قدرت سازگاری و انطباق افراد نابینا را مشخص می نماید.

    همان طور که قبلا نیز به آن اشاره شد هر نقص عضوی ضرورتا با ناتوانی و نارسایی های حسی و حرکتی و هوشی همراه نمی باشد. به طور مثال اگر یک فرد نابینا در یک جامعه زندگی کند مشکلی نخواهد داشت و حال که در محیط بینا زندگی می کند نابینایی او باعث می شود که به طور کامل او در تمامی فعالیت های اجتماعی شرکت نکند و زمانی هم که انتظارات محیط زیاد باشد , استثنایی بودن او بیشتر مشخص می شود و امروزه تلاش تمامی دست اندر کاران امر تعلیم و تربیت در این است که نه تنها از طرف محیط و اجتماع فشاری بر نابینایان وارد نشود بلکه با ایجاد تسهیلات و  امکانات لازم و ضروری محدودیت طبیعی او را به حداقل برسانند.

    آثار روانی اختلالات حسی

    کودکانی که به اختلالات  بینایی و شنوایی مبتلا هستند برای ارضای احتیاجات طبیعی خود دچار مشکلاتی می شوند که کودکان عادی کمتر با آن ها مواجه هستند. علت اصلی این مشکلات عبارتند از :

    1. 1.  وجود نقیصه جسمی و اثری که این نقص بدنی بر فعالیت های کودک و درک او از جهان خارج می گذارد.
    2. 2.  واکنش پدر و مادر و احساسات و عواطفی که والدین به سبب ناتوان بودن کودک نسبت به او ابراز می دارند.

    این احساسات گاه به صورت حمایت و مواظبت افراطی و زبانی به صورت طرد ظاهر می شود.

    1. 3.  واکنش اجتماعی و طرز برخورد افراد جامعه با این کودکان ,

    مثل ترحم و دلسوزی ویا سرزنش و این باعث ایجاد اختلالاتی در خلق و خو می شود.

    آثار روانی مبتلایان به  اختلالات بینایی

    احساس کودک نابینا از جهان اطراف خود به تدریج و به وسیله سایر حواس برای او فراهم می شود, کودک نابینا از درک کلی اشیا» عاجز است لذا برای شناسایی عالم خارج به کمک دیگران احتیاج دارد.

    همانطورکه ملاحظه می  شود کودکان نابینا از لذت مشاهده و در نتیجه  تقلید و همانند سازی که نقش مهمی در رشد شخصیت فرد ایفا میکند محرومند. از یادگیری بسیاری از مطالب و حتی کسب مهارت های ساده  مانند غذا خوردن, لباس پوشیدن,  رفع احتیاجات روزمره, که کودکان دیگر از آن بهره مند هستند عاجزند. مسلما این وضع نامطلوب باعث ایجاد حالت خشم و عصبانیت در  کودک می شود لذا نابینایان از لحاظ تحصیلی و حرکتی عقب مانده تر از سایر اشخاص جلوه می کنند.

    اگر چه ممکن است از لحاظ هوشی کاملا عادی باشند. در مورد بهره هوش افراد نابینا مطالعات زیادی صورت گرفته است و نشان داده شده است که نابینایی به خودی خود باعث هوش کمتر نمی شود و در صورتی  که امکانات آموزشی مناسب باشد این کودکان بهره هوشی عادی خواهند یافت.

     به عبارت دیگر با آموزش مناسب این کودکان بهره هوشی عادی خواهند یافت. یعنی با آموزش مناسب می توان سطح پیشرفت این کودکان را به اندازه ای افزایش داد که با کودکان بینا برابر شوند. به خصوص این که این افراد به سایر حواس خود بیشتر متکی بوده  و از دقت , توجه و کنجکاوی زیادی برخوردارند. پیشرفت تحصیلی کودکان نابینا به اندازه پیشرفت تحصیلی کودکان ناشنوا دچار آسیب نمی شود و انگیزه های یادگیری را درکودکان نابینا بهتر می توان به وجود آورد.

    عقیده براین است که کودکان نابینا در فاصله ۶ ماهگی تا ۲ سالگی دچار فعالیت بیش از حد و بعد ازان دچار فقدان هیجان , لاقیدی , بی رغبتی و بالاخره افسردگی می شوند.

    بدیهی است وقتی کودک اشیای اطراف خود را نشناسد و با آن ها سرگرم نشود طبعا به حرکت های عضلانی می پردازد تا به این وسیله رضایت خاطری حاصل کند. این کودکان به طور مرتب سر خود را تکان می دهند, انگشتانشان را روی چشم هایشان فشار می دهند یا بی قراری می کنند.

    همه این تلاش ها برای شناسایی محیط اطراف است . برای جلوگیری از ظهور این عوارض باید کودک را پیوسته در ارتباط با محیط نگه داشت و با وی صحبت و بازی کرد. کودکان نابینا به علت مشکلات خاص خود در معرض خطر خستگی و ضعف روانی قرار دارند ولی ناراحتی شدید روانی در آن ها کمتر به چشم می خورد . چون برخورد جامعه نسبت به نابینایان اغلب به صورت ترحم صورت می گیرد لذا نابینایان اغلب سازش با محیط را به طور نسبتا عادی برقرار می کنند.

     


    این مطلب تا کنون 15 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : بینایی ,نابینا ,کودکان ,افراد ,کودک ,محیط ,افراد نابینا ,کودکان نابینا ,نیمه بینا ,عبارت دیگر ,دانش آموزان ,پیشرفت تحصیلی کودکان ,دانش آموزان نابینا ,قابل اصلاح مانند ,
    آشنایی با اختلال آسیب بینایی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده